سلام.

مدتها هست که میام و دلم به نوشتن راضی نمیشه... می خوام فقط یه چیز بگم... اون هم این هست که انسانهای این دوران اسیرترین انسانهای زمین هستند.... هرچقدر هم پیشرفت کنیم و در رفاه جسمی باشیم و روان خودمون رو از چیزهای مختلف پر کنیم بازهم روحمون دارای آرامش و آسایش نیست و هیچوقت راضی نیستیم... وقتی ما نتونیم مذهب خودمون رو با تحقیق انتخاب کنیم و خدای خودمون رو بشناسیم روحمون یعنی خدای وجودمون به آرامش نخواهد رسید... ما تشنه دانستنیم ما دلمون می خواد خودمون بفهمیم...خودمون کشف کنیم... خودمون کمک بخواهیم از گذشتگان و معاصرین به نظر خودمون دانا... این حلقه گم شدهای هست که ملت مارو همواره به عنوان یک ملت ناراضی معرفی می کنه.. ما زمانهایی که دغدقه نان هم نداریم معترضیم و ناراضی و گاهی خودمون هم نمی دونیم چرا... ما می خواهیم آزادانه پرواز کنیم تا موهبتهای اسلام رو خودمون با ذهن و عقل در حال بلوغ خودمون بشناسیم... امر بر کسی مشتبه نشود در همه دنیا همین هست و در غربستان بسیار بدتر از این اونها از سر مسلمان روسری می کشند و مسلمانی را با متد خود می خواهند و ما بر سر مسیحی روسری می کنیم اما مسیحی یا یهودی را تروریست و یا قاتل نمی دونیم و کسی رو بخاطر عقایدش ترور و یا به گوانتانامو نمی فرستیم البته من هم در مورد بهائیان می دانم و راستش شاید اونها هم بدونن سوابقی همچون توده ای ها دارن در این مملکت...... ولی بازهم رفتار ما بهتر هست تا غربستانیان!!!... من رو برچسب نزنید من نه مسلمان خوبیم نه اینکه جمهوری اسلامی رو نظامی کامل می دونم من معتقدم همه جا و تو همه نظامات دنیا خوب و بد هست و در مورد تغییرات در کشورم بر این عقیده هستم این تغییرات از سطح کودکان این مرزوبوم باید آغاز بشه و تغییر حکومت راه گره گشایی بر این گره کور این مملکت نیست.....

   + عقاب بزرگ - ٧:۱٧ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/۱٢/۱۱